خرید بک لینک

عصر ایران؛ بانو بیدرانی - سال‌ها فوتبال را «بازی مردم» می‌نامیدند. ورزشی که از کوچه‌ها، زمین‌های خاکی و محله‌های فقیر آغاز می‌شد و بسیاری از بزرگ‌ترین ستارگانش از دل خانواده‌های کم‌درآمد برخاسته بودند. فوتبال، بیش از هر ورزش دیگری، این امید را زنده نگه می‌داشت که استعداد می‌تواند بر فقر غلبه کند و یک کودک گمنام را به قله شهرت و ثروت برساند.

اما فوتبال در روز جاری، همان فوتبال دیروز نیست. باشگاه‌های بزرگ به بنگاه‌های اقتصادی عظیم تبدیل شده‌اند، بها انتقال بازیکنان به صدها میلیون یورو رسیده و قراردادهای نجومی، فاصله‌ای چشمگیر میان ستاره‌های فوتبال و زندگی روزمره هواداران ایجاد کرده است. در بسیاری از کشورها، حتی تهیه بلیت مسابقات نیز برای بخش قابل توجهی از طبقه متوسط و فرودست آسان نیست. ورزشی که زمانی نماد مردمی بودن بود، اکنون بیش از هر زمان دیگری با منطق بازار و سرمایه پیوند خورده است.

9449-فوتبال و نابرابری اجتماعی

البته این دگرگونی، روی دیگری نیز دارد. برخلاف بسیاری از عرصه‌های اجتماعی که ثروت خانوادگی نقش تعیین‌کننده‌ای در موفقیت افراد ایفا می‌کند، فوتبال هنوز یکی از معدود میدان‌هایی است که استعداد می‌تواند سرنوشت انسان را تغییر دهد. هر سال، نوجوانانی از محله‌های فقیر آمریکای لاتین، آفریقا و آسیا به بزرگ‌ترین باشگاه‌های جهان راه پیدا می‌کنند و زندگی خود و خانواده‌شان را دگرگون می‌سازند. به همین دلیل، فوتبال همچنان یکی از نیرومندترین نمادهای «تحرک اجتماعی» باقی مانده است.

اما همین امید، گاه واقعیتی تلخ را نیز پنهان می‌کند. میلیون‌ها کودک با رؤیای فوتبالیست شدن بزرگ می‌شوند، در حالی که تنها تعداد بسیار اندکی به فوتبال حرفه‌ای راه می‌یابند. رسانه‌ها معمولاً داستان موفقیت چند ستاره را روایت می‌کنند، اما کمتر از هزاران نوجوانی می‌گویند که سال‌ها برای رسیدن به این رؤیا تلاش کردند و هرگز دیده نشدند. فوتبال، مانند بسیاری از عرصه‌های رقابتی، هم رؤیا می‌آفریند و هم ناکامی.

از سوی دیگر، نابرابری تنها در درآمد بازیکنان خلاصه نمی‌شود. فاصله مالی میان باشگاه‌ها نیز هر سال بیشتر می‌شود. باشگاه‌هایی با بودجه‌های میلیاردی، بهترین بازیکنان جهان را جذب می‌کنند و در مقابل، بسیاری از باشگاه‌های کوچک برای بقا می‌جنگند. در چنین شرایطی، رقابت ورزشی نیز تا حدی از رقابت اقتصادی تأثیر می‌پذیرد و این پرسش را پیش می‌آورد که آیا موفقیت در فوتبال در زمان حاضر، بیش از گذشته به قدرت مالی وابسته نشده است؟

با این همه، شاید راز ماندگاری فوتبال در همین تناقض باشد. این ورزش، هم ویترین نابرابری‌های جهان در روز جاری است و هم نماد امید به غلبه بر آنها. در کنار قراردادهای چندصد میلیون دلاری، هنوز هم کودکی در زمینی خاکی با یک توپ فرسوده رؤیای پوشیدن پیراهن تیم ملی کشورش را در سر می‌پروراند. فوتبال، هم سرمایه‌داری جهانی را بازتاب می‌دهد و هم رؤیای برابری فرصت‌ها را زنده نگه می‌دارد.

شاید به همین دلیل است که فوتبال هنوز «بازی مردم» باقی مانده است؛ نه به این دلیل که نابرابری در آن وجود ندارد، بلکه چون هنوز این امید را زنده نگه داشته است که استعداد، پشتکار و فرصت، گاهی می‌توانند از دیوارهای بلند نابرابری عبور کنند. پرسش اصلی اما این است که آیا این استثنا، در آینده نیز پابرجا خواهد ماند یا فوتبال نیز مانند بسیاری از عرصه‌های دیگر، بیش از پیش در اختیار سرمایه قرار خواهد گرفت؟

با این حال، نابرابری در فوتبال فقط به دستمزد ستاره‌ها یا بودجه باشگاه‌ها محدود نمی‌شود؛ بلکه به نقطه آغاز مسیر نیز رسیده است. در گذشته، بسیاری از اسطوره‌های فوتبال از زمین‌های خاکی، کوچه‌ها و مسابقات محلی کشف می‌شدند. استعداد، مهم‌ترین سرمایه یک کودک بود. اما فوتبال حرفه‌ای در روز جاری بیش از گذشته به آکادمی‌های مجهز، مربیان تخصصی، فرصتات پزشکی، تغذیه مناسب و برنامه‌های علمی استعدادیابی وابسته شده است. هرچند استعداد همچنان شرط اصلی موفقیت است، اما استعداد بدون قابلیتات، بیش از گذشته در معرض نادیده ماندن قرار دارد.

به بیان دیگر، نابرابری از اتمام مسیر به ابتدای آن منتقل شده است. کودکی که خانواده‌اش توان پرداخت هزینه آموزش، رفت‌وآمد، تجهیزات ورزشی یا حضور در آکادمی‌های معتبر را ندارد، ممکن است هرگز فرصت نشان دادن استعداد خود را پیدا نکند. در مقابل، کودک دیگری با استعدادی مشابه، اما برخوردار از قابلیتات بیشتر، شانس بسیار بالاتری برای دیده شدن خواهد داشت. به این ترتیب، فوتبال نیز مانند بسیاری از عرصه‌های دیگر، با مسئله «نابرابری فرصت‌ها» روبه‌رو شده است.

البته هنوز هم استثناهایی وجود دارند؛ نوجوانانی که از محله‌های فقیر به قله فوتبال جهان می‌رسند و یادآور این حقیقت‌اند که استعداد می‌تواند بر بسیاری از موانع غلبه کند. اما خصوصیت استثناها همین است که فراگیر نیستند. اگر روزی موفقیت در فوتبال بیش از آنکه به استعداد وابسته باشد، به تواناییات اولیه وابسته شود، آن‌گاه مهم‌ترین قابلیت تاریخی این ورزش، یعنی امید به تحرک اجتماعی، به تدریج کمرنگ خواهد شد. شاید بزرگ‌ترین چالش فوتبال در دهه‌های آینده نیز همین باشد: چگونه می‌توان حرفه‌ای‌تر شد، بی‌آنکه فرصت برابر برای کشف استعدادها از میان برود؟

برچسب: نویسنده: آرمان حسینیان تاريخ: دوشنبه 26 مرداد 1405 ساعت: 16:14

صفحه بندی